عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
114
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
در الاصابه در احوال نافع بن خديج آمده است كه روز بدر جزء لشكر بدر خود را عرضه نمود ، پيغمبر ( ص ) او را صغير شمرد ( و اجازه نداد ) اما در احد اجازه داد . همچنين است زيد بن حارثهء انصارى ، براء بن عازب ، زيد بن ارقم ، سعد بن جبية ، ابن عمر و جابر كه پيغمبر ( ص ) آنها را در جنگ احد صغير شمرد ، ولى در جنگ خندق اجازه داد . عمرو بن ابى وقاص روز بدر مىخواست جزء سپاه باشد و پيغمبر ( ص ) نمىپذيرفت ، و گريست . پس پيغمبر ( ص ) به دو اجازه فرمود و او كمر شمشير را حمايل كرده بود ( يعنى قدش به مردان نمىرسيد ) . از برادرش روايت است كه عمرو خود را پنهان مىكرد ، گفتم : چرا چنين مىكنى ؟ گفت : مىترسم پيغمبر ( ص ) مرا ببيند و رد كند ، در حالى كه دوست دارم در جنگ شركت كنم ، شايد خداوند ، شهادت روزى كند . او در شانزده سالگى به شهادت رسيد . ( 1 ) پيغمبر ( ص ) همهساله از پسران انصار سان مىديد ابن عبد البر در الاستيعاب در احوال سمرة بن جندب گويد : پيغمبر ( ص ) همهساله از پسران انصار سان مىديد . پسرى را اجازهء شركت در جنگ داد و به سمره اجازه نداد . سمره عرض كرد : يا رسول الله ، من در كشتى بر اين پسر غلبه مىكنم ، در حالى كه او را اجازه دادى و به من اجازه ندادى . حضرت فرمود : كشتى بگير . سمره گويد : در كشتى بر آن پسر چيره شدم و حضرت به من هم اجازه فرمود در جنگ شركت كنم . شافعى گويد : پيغمبر هفت پسر چهاردهساله را كه بالغ نمىدانست رد كرد ، و پس از آنكه پانزدهساله شدند ، اجازه فرمود . برهان حلبى گويد : شايد همهء اينها در جنگ احد بوده ، يا آنكه در جنگهاى گوناگون رخ داده است . در هر دو صورت ، حكم از آن به دست مىآيد . در السيرة الشاميه عدهء ردشدگان در جنگ احد را هفده تن مىنويسد كه پيامبر ( ص ) بعدا از آن جمله ، دو تن را پذيرفت ؛ البته شارح المواهب تعداد ردشدگان را به بيست تن رسانيده است . « 1 » اشخاص موقع سان ديدن ، صف به صف در حضور پيغمبر ( ص ) مىايستادند ؛ چنان كه در طبقات ابن سعد در قصهء آمدن عباس بن مرداس سلمى با نهصد سلحشور تمام عيار براى شركت در فتح مكه ، از قول عباس نقل مىكند كه پيش روى پيغمبر ( ص ) صف بستيم . « 2 »
--> ( 1 ) . زرقانى ، شرح المواهب ، ج 2 ، ص 24 . ( 2 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 15 .